در این میان شاید کمتر
کسی می دانست این پیرمرد رنجور اما سرزنده و دلشاد ، از شاگردان خداوندگار
موسیقی ، استاد ابوالحسن خان صبا بوده است .
سخن از زنده یاد استاد
محمد طغانیان دهکردی است که غریبانه در گمنامی درگذشت و حتی کسانی هم که
سالهای سال دل به نوای کمانچه اش سپرده و با آن تا دور دستهای خیال ،
دقایقی را فارغ از های و هوی دنیوی سپری کرده بودند ، تا مدتی از مرگ او بی
خبر مانند . در یکی از روزهای گرم تابستان سال 1383 جهت دیدن استاد به
منزل ایشان واقع در خیابان دانشسرای شهرکرد رفتیم .
استاد ما هستیم . قرار بود که امروز ...
بله ، بله ، بفرمائید خوش آمدید .
در
و دیوار خانه اش خبر از غربت در وطن می داد با شنیدن نام او هر شهرکردی
اهل فرهنگ و ادب و هر اهل دلی به یاد بداهه نوازی های بی مانند او می افتد .
مرحوم
استاد ، متولد 17 شهریور 1299 خورشیدی در شهرکرد است ولی نظربه اینکه غالب
تاریخ تولد های آن زمان تخمینی و غیر دقیق بودند ، به نظر می رسد وی کمی
بزرگتر از شناسنامه اش باشد . به هر حال همه ی ما کم و بیش با او
آشنا بوده و هستیم .
او از کودکی این شانس را داشت که شبانه روز نزد
استاد نایب علی کمانچه نواز مطرح دوران خود به فراگیری این ساز بپردازد و
افتخار دیگر اینکه در 13 سالگی به همراه برادرش به تهران رفت و در محضر
استاد ابوالحسن صبا آموختن ساز کمانچه را بهره برد . لهجه شیرین دهکردی
استاد باعث می شود که با او راحت تر صحبت کنیم .
استاد چطور شد که کمانچه را انتخاب کردید ؟ آیا ساز شما را انتخاب نکرد؟
در
زمان کودکی ام صدای ساز استاد نایب علی شوهر خواهرم مرا مجذوب خود کرد .
در کنار او که بودم تا حدودی با مایه ها و دستگاههای موسیقی ایرانی و مقام
های بختیاری آشنا شدم . تا اینکه یک روز قرار شد نایب علی خان برای دیدن
استاد ابوالحسن خان صبا به منزل ایشان در تهران برود . من از او خواستم که
مرا با خود ببرد . برادرم رمضان هم بود .
در خدمت ابوالحسن که بودیم بعد
از پذیرایی ، ایشان به سراغ سازشان رفتند . من هم در گوشه ی اتاق در عالم
خود بودم اما نگاهم از او بر نمی داشتم .
شروع کرد به دشتی من یکدفعه
پریدم و گفتم : دادا رمضون می دونی چی میزنه ؟ ناگهان ابوالحسن خان دست نگه
داشت و گفت : پسر جون چی می زنم ؟ گفتم دشتی . استاد گفت اگر باز هم بزنم
می تونی بگی چیه ؟ گفتم : ابوالحسن خان چه عرض کنم ؟
شروع کرد به زدن . یادش به خیر . من گفتم ابوعطا می زنی .
خلاصه
از برادرم و نایب علی خان به اصرار خواستم که در کنار استاد صبا باشم و
بالاخره هم حدود نه سال نزد ایشان شاگردی کردم و در بیست و دو سالگی به
شهرکرد برگشتم .
و بدین ترتیب ایشان 9 سال تلمذ و شاگردی را در زمینه
موسیقی اصیل ایرانی سپری کرد و پس از بازگشت به زادگاهش در اوج شکوفایی هنر
خویش به باز آفرینی مایه های اصیل موسیقی بختیاری همت گمارد .
كیهان كلهر كه به زودی تور اروپایی خود را از ایتالیا
آغاز میكند، آلبومی نیز آماده كرده است. آلبوم "تنها نخوام ماند" یك اثر
دوئت است كه 8 قطعه را در خود جای داده است.
ایلنا: آلبوم موسیقی "تنها نخواهم ماند" اثر كیهان كلهر به زودی منتشر میشود.
امیرحسین اللهوردی(مدیر موسسه نقطه تحریر) با اعلام این خبر به ایلنا
گفت: این اثر یك دوئت و شامل 8 قطعه موسیقایی است. بخشی از میكس و مسترینگ
این اثر توسط كیهان كلهر در خارج از كشور انجام شده و باقی مانده كار در
كشور خودمان انجام میشود.
مدیر موسسه نقطه تحریر خاطرنشان كرد: در این اثر كیهان كلهر "شاه كمان" مینوازد و سنتور بم ساز وی را همراهی میكند.
همچنین به زودی تور کنسرتهای اروپایی کیهان کلهر با اجرای کنسرتهایی
در ایتالیا آغاز میشود و در دیگر شهرهای اروپایی ادامه پیدا میکند. کلهر
ابتدا از 12 اکتبر به مدت پنج شب در شهرهای مختلف ایتالیا به اجرای برنامه
میپردازد. در این کنسرتها علی بهرامیفرد(نوازنده سنتور) و محین
کثیرالسفر(نوازنده تنبک) او را همراهی خواهند کرد.
بعداز آن از روز 13 نوامبر، تور کنسرتهای دور اروپای کلهر در شهرهای
مختلف دیگر اروپا آغاز میشود. شروع این کنسرتها از اجرا در فستیوال
موسیقی جاز لندن خواهد بود و بعداز لندن در شهرهای پاریس، بوداپست،
بروکسل، استکهلم و... ادامه پیدا میکند.
در این تور اروپایی حسین علیشاپور(خواننده)، مجید خلج(نوازنده تنبک) و علی بهرامیفرد(نوازنده سنتور) او را همراهی میکنند.
همچنین هفته آینده دانشگاه هاروارد به مدت یک هفته میزبان کیهان کلهر
خواهد بود و او در این دانشگاه یک کارگاه آموزشی با موضوع موسیقی ایرانی و
نوازندگی برگزار میکند.
مراسم رونمایی و توزیع فیلم کنسرت «کیهان کلهر ـ اردال ارزنجان» روز 27 شهریورماه در محل فروشگاه بتهوون برگزار میشود.
به گزارش خبرنگار بخش
موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، شهریور ماه سال گذشته كنسرت
دونوازی كیهان كلهر و همتای تركش، اردال ارزنجان در تالار وحدت برگزار شد.
این دو هنرمند پیش از این نیز
با همكاری یكدیگر آلبوم « تا بیكران دوردست» را منتشر و كنسرتهای متعددی
در اقصی نقاط جهان برپا كرده بودند،اما این برنامه اولین حضور ارزنجان در
ایران محسوب میشد و حال آلبوم این كنسرت از سوی موسسه فرهنگی هنری آوا
خورشید منتشر شده است.
كلهر پیش از این در نشست خبری
این كنسرت عنوان كرده بود:« در این اجرا، بداههنوازی اهمیت زیادی دارد و
ما براساس مقامهای علوی تركیه كه تا حدود زیادی به مقامهای موسیقی غرب
ایران شباهت دارد، كار خواهیم كرد. آلبوم «تا بیكران دور دست» تجربهای در
همین راستاست و احتمالا كنسرت آتی ما شبیه به آن خواهد بود». مراسم رونمایی و توزیع این
آلبوم روز یكشنبه ـ 27 شهریور ماه ـ از ساعت 16 تا 20 در محل فروشگاه
بتهوون به نشانی خیابان سنایی، شماره 23 برگزار میشود.
فاضل جمشیدی از محدودیت تبلیغات محیطی هنرمندان عرصه موسیقی گلایه كرد و خواستار مناظره با مسوولان مرتبط شد. این
خواننده در گفتوگویی با خبرنگار بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران
(ایسنا)، ضمن اظهار گلهمندی از مركز موسیقی و مسئولان شهرداری تهران بیان
كرد: این روزها در خیابان با بنرهای تبلیغاتی شركتهای تجاری مواجه شدم كه
البته همه سطح شهر را پر كردهاند. میخواهم بپرسم تبلیغات محیطی فقط برای
موسیقی ممنوع است؟! او ادامه داد: مردم 30 سال
است با فرهنگ و هنر این كشور زندگی كردهاند. آیا زمانی كه تلویزیون دو
كانال بیشتر نداشت،هنرمندان با نغمه سازشان زیبایی را به این مردم هدیه
ندادند؟!آن زمانی كه ماهوارهای در كار نبود و انواع اقسام موسیقیها پخش
نمیشد چه كسی مردم را آرام میكرد؟ مردم، نغمه ساز چه كسانی را دوست
داشتند. فاضل جمشیدی ابراز عقیده
كرد:تبلیغات محیطی موسیقی برای این ممنوع شدهاند كه شهرداری با دریافت
پولهای كلان شهر را مملو از تبلیغات تجاری كند. این هنرمند عرصه موسیقی
اعلام آمادگی كرد: من حاضرم با یك نماینده از خانهی موسیقی و یك نماینده
از شهرداری در تلویزیون به مناظره بنشینم. كه بدانم برای چه میخواهند با
تبلیغات گستردهی بی حساب و كتاب موسیقی را محدود كنند و بر این موضوع
انتقاد جدی دارم. جمشیدی یادآور شد: ما كه
همیشه نسبت به موسیقی خوب تعصب داشتیم. چرا خانهی موسیقی هیچ واكنشی به
این اقدام نشان نمیدهد. چرا همیشه میخواهیم افراط و تفریط عمل كنیم. وی با بیان اینكه قصد دارد
این مسئله را به چالش بكشد،ادامه داد: پس خوانندهای كه قصد اجرا
دارد،چگونه میتواند تبلیغات داشته باشد؟! شاید یك خوانندهای بخواهد با
نوای موسیقیاش یك پیام خوب به مخاطبش منتقل كند، هر چیزی باید در جامعه
تناسبی داشته باشد.
سامان احتشامی در گفتوگو با پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران، درباره
عدم اقبال مردم به تکنوازی به عنوان یکی از سنتهای موسیقی سنتی گفت: به
نظر من مردم آنچه را نبینند دوست هم نخواهند داشت. زمانی که ساز سنتی ما
از تلویزیون نشان داده نمیشود مردم هم چون آن را نمیشناسند به صدایش
نیز علاقه نشان نخواهند داد و به دنبال همان چیزی میروند که رسانه به
آنها به ارائه میکند.
در ستایش تکنوازی/ سامان احتشامی:
یک
نوازنده پیانو معتقد است: زمانی که ساز سنتی ما از تلویزیون نشان داده
نمیشود مردم هم چون آن را نمیشناسند به صدایش نیز علاقه نشان نخواهند
داد.
وی
افزود: سالها پیش یک برنامه گلها داشتیم که هنوز هم تنها برنامه آموزنده
و هنری موسیقی سنتی ما است؛ همین یکی بود و تمام شد. در آن برنامه اسم
شاعر، خواننده و نوازندگان گفته میشد و مردم میدانستند که چه میشنوند.
این نوازنده پیانو ادامه داد: به مرور زمان سلیقه مردم عوض شده است، تلویزیون هم بیتاثیر نیست چون برنامهای برای مردم ندارد.
احتشامی
عدم حمایت دولتی را نیز دلیل دیگر رکود تکنوازی دانست و گفت: هنرمندان
انگیزه لازم را برای کار ندارند. مثلا هنگام جشنواره به یک هنرمند
شهرستانی میگویند تمام هزینههای سفر به عهده خود اوست، دستمزدی هم که
به شکل درست پرداخت نمیشود، خوب این هنرمند چرا شرکت کند، یا اصلا کاری
بسازد؟
وی همچنین اظهار کرد: نمیتوان گفت که تکنوازی تنها در اسلوبی
خاص مجاز است. اکنون ما با سلیقهها و شیوههای گوناگونی مواجه هستیم که
هر کدام با استفاده از خلاقیت خود از مثلا ردیف موسیقی سنتی بهره میگیرند
و این به نظر من درستتر هم هست. باید از قدیمیها درس بگیریم و با ترکیب
ردیف دستگاهی موسیقی ایرانی، تجربیات گذشتگان و خلاقیت خودمان کاری را
بسازیم. (پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران)
هوشنگ ظریف استاد پیشکسوت موسیقی در گفتوگو با پایگاه اطلاعرسانی موسیقی
ایر ان، با تاکید بر این که متولیان به موسیقی بها نمیدهند، اظهار کرد:
من شاگردانی دارم که رشته تحصیلی دبیرستانشان چیز دیگری است و اظهار
تمایل میکنند در دانشگاه موسیقی بخوانند، به آنها توصیه میکنم این کار
را نکنند! میگویم بروید تحصیل در رشته خود را ادامه دهید و در کنار آن
ساز هم بزنید چراکه وقتی فارغالتحصیل شوند، کاری برای انجام ندارند. منبع : پایگاه اطلاع رسانی موسیقی
هوشنگ ظریف:
زندگی هنرمندان با کار موسیقی و ساز زدن نمیگذرد
عضو
شورای عالی خانه موسیقی گفت: من همیشه به جوانان توصیه میکنم اگر
سرمایهای دارند بروند و یک سوپرمارکت باز کنند تا درآمدی داشته باشند و
در کنار آن ساز هم بنوازند.
وی
افزود: هیچ وقت با تدریس به چند شاگرد و اجرای محدود نمیتوان گذران
زندگی کرد، به ویژه اگر این هنرمند آقا باشد و تامین زندگی بر عهدهاش.
برای همین است که میگوییم باید به موسیقی ارزش گذاشت و برای آن بودجهای
قائل بود تا رونق بگیرد و دیگر کسی نگران آینده خود نباشد.
این
نوازنده تار، با تاکید دوباره بر این که فارغالتحصیلان موسیقی درآمدی
ندارند، تصریح کرد: جوانان امروز نمیتوانند با موسیقی زندگیشان را اداره
کنند و مراکزی چون دفتر موسیقی باید بودجهای قابل توجه را برای رشد این
هنر در نظر گیرد وگرنه این مشکلات به قوت خود باقی است و از دست ما
هنرمندان هم کاری برنمیآید.
وی افزود: در کنار کمبود بودجه که
باید مورد توجه مسئولان قرار گیرد، یکی از مشکلات دیگر، سالن کنسرت است.
سالن کم داریم و همان تعداد اندک هم اجاره بالایی دارند. چند سال پیش یکی
از شاگردان من در کاخ سعدآباد کنسرت برگزار کرد، میگفت چیزی هم از جیب
خود گذاشته تا پول اجاره سالن را دربیاورد. تا زمانی که از موسیقی حمایت
نشود، وضع به همین شکل خواهد ماند.
ظریف تاکید کرد: هنرمندان نیاز
به پشتیبانی و تسهیلات دارند تا قرار نباشد هر چه از یک اجرا درمیآوردند
را تقدیم سالن کنند. این طور ادامه پیدا کند، همین هنرمندان هم دلزده
میشوند و دیگر موسیقی نخواهیم داشت.
به گفته این عضو شورای عالی
خانه موسیقی، مدیران باید برای اجاره بالای سالنها تدبیری بیاندیشند
چراکه در وضع موجود تنها هنرمندان انگشتشمار صاحبنام میتوانند درآمدی
از موسیقی داشته باشند و از عهده هزینههای بالای کنسرت برآیند.
این
نوازنده ادامه داد: من همیشه به جوانان توصیه میکنم اگر سرمایهای دارند
بروند و یک سوپرمارکت باز کنند تا درآمدی داشته باشند و در کنار آن ساز هم
بنوازند! در این وضعیت با ساز زدن و موسیقی، زندگی نمیگذرد.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی موسیقی ایران، آلبوم موسیقی «دونوازی کمانچه
و تمبک» شامل تکنوازی کمانچه مرحوم محمود تبریزیزاده با همراهی تمبک
جمشید شمیرانی است. منبع : پایگاه اطلاع رسانی موسیقی
آلبوم موسیقی «دونوازی کمانچه و تمبک» از سوی کارگاه موسیقی وارد بازار موسیقی شد.
تبریزیزاده
در دوران طفولیتش تحصیل موسیقی را نزد پدر آغاز کرد و با سازهای سنتور و
ویلن آشنایی داشت. بعد از ترک ویلن تمام وقت خود را صرف یادگیری ساز
کمانچه کرد. او با هنرمندان معروفی چون قدسی ارگونر و در عرصه تئاتر با
پیتر بروک کار کرده است.
در مورد شیوه نوازندگی او از قول ضیا
میرعبدالباقی، آموزگار تمبک و مسئول بخش موسیقیهای شرقی در کنسرواتوار
نیس میخوانیم: «در مورد نوازندگی او میتوان به تفصیل از صدای صاف ولی
پرطنین و پنجههای نرم و همینطور از کشش دقیق و حالتهای مختلف آرشه
کمانچهاش صحبت کرد. نوای سازش پرمغز و گرم است. سازش بازتابی است از درون
پرجوش و خروش و روحیه ظریفاش.»
محمود تبریزیزاده سال ۱۳۷۶ در سن ۴۶ سالگی به علت یک بیماری لاعلاج در پاریس درگذشت.
ایلنا: اردشیر کامکار از مهمترین نوازندههای جریان کمانچهنوازی معاصر
است. به اعتقاد وی، هماکنون قدرت تهاجمی كمانچه زیادتر شده و همین ویژگی
منجر به جذابیت صدای کمانچه و جذب بسیاری از جوانها به این ساز شده است.
* هم اکنون مشغول چه کاری هستید؟
_ مشغول نوشتن یک دونوازی هستم. این دونوازی برای سازهای کمانچه و
سنتور نوشته شده است. بیش از 50 درصد قطعات این اثر آهنگسازی شده است و
باقی بصورت بداههنوازی اجرا میشود. در این اثر قطعات تکنیکی و بسیار
مشکل زده میشود که هم جنبهی آموزشی دارد و هم امید داریم بتوانیم آنرا
در آینده بصورت صحنهای اجرا کنیم. همچنین کتاب آموزشی کمانچه را
مینویسم.
* شما درابتدا ویلن مینواختید. این ساز را چگونه آموختید و در شیوه نواختن آن متاثر از چه کسانی بودید؟
_ پدر من ویلن را شیرین میزد و من زمانهایی که پدرم ویلن میزد آن
روح لطیف و عاشقانهاش را دوست داشتم و همیشه منتظر بودم که او ویلن بزند
تا بتوانم در کنجی بایستم و او را عاشقانه نگاه کنم. پدرم به سبک استاد
صبا ساز میزد. همچنین در آن زمان حبیبالله بدیعی و یاحقی در بین ویلن
نوازهای ایرانی خوب مینواختند که من صدای ویلن آنها را دوست داشتم.
* چند سال ویلن مینواختید و چگونه شد که به دنبال کمانچه رفتید؟
_ حدود 6-5 سال ویلن میزدم. ویلون را از مرحوم پدرم یاد گرفتم. یادم
میآید که در فاصله سالهای 49-50 که ما در سنندج زندگی میکردیم؛ پدرم
میخواست یک گروه سنتی ایجاد کن. برای همین من هم کمانچهنوازی را شروع
كردم و ارسلان عود را. اینگونه شد که من کمانچه را برای خود به عنوان ساز
انتخاب کردم.
* زیر نظر چه اساتیدی ساز کمانچه را یاد گرفتید؟
_ به کمک آموزشهای پدرم و همچنین از طریق نوازندگی بعضی از
نوازندهها در تلویزیو؛ن نوازندگی ساز کمانچه را یاد گرفتم. از طرف دیگر
تک تک برادرهایم نوازنده بودند. بخصوص هوشنگ که آن زمان در دانشگاه تهران
تحصیل میکرد، کمک زیادی به من در زمینهی آرشهکشی و نحوه پوزیسیونگذاری
انجام داد. خودم هم بصورت خودآموز دنبال این بودم که اشکالاتم را برطرف
کنم. یادم میآید آن زمان (یعنی قبل از انقلاب) که ما با کشور شوروی
ارتباط نداشتیم؛ آلبومهای هابیل علیاف و مندیزیان و عدالت را بصورت
قاچاقی به دست میآوردم و شبها روی آنها تمرین میکردم تا به تکنیک
بالایی برسم. در کل میتوانم بگویم که من برای ساز کمانچه مربی نداشتم.
* در کمانچهنوازی تحت تاثیرچه کسی بودهاید؟
_ سبک استاد صبا را خیلی دوست دارم که وی تحت تاثیر حسینخان
اسماعیلزاده بوده است. همچین هیچ موسیقیدانی نمیتواند ادعا کند که تحت
تاثیر گذشتههای خود نبوده چراکه اگر من حرکتی روی ساز کمانچه انجام
دادهام؛ آن را مدیون گذشتههای خود هستم. از طرف دیگر بهعنوان یک
نوازنده کمانچه میتوانم از سبکهای مختلف نوازندههای دیگر و حتی سبکهای
خوانندگی نیز استفاده کنم. به فرض مثال؛ نی استاد کسایی، تار جلیل شهناز،
صدای طاهرزاده، اقبال آذر، شجریان و ناظری را بسیار دوست دارم و قاعدتا
این حس خوب در نوع نوازندگی من نیز تاثیر میگذارد. همچنین خانواده کامکار
همه جزو هنرمندان تراز یک هستند. زمانی که من با اردوان کار میکنم و
حرکتهای آرتژیک وی را روی ساز سنتور میبینم؛ در ناخودآگاهم میخواهم این
حرکات را روی ساز کمانچه ایجاد کنم.
* جریان کمانچهنوازی از چه زمانی بصورت جدی آغاز شده و درباره دورههای مختلف آن توضیح دهید؟
_ مهمترین صفحات موسیقی در زمینه کمانچهنوازی، مربوط به دوره قاجار
است که مشهورترین نوازندههای آنها باقرخان رامشگر و حسینخان
اسماعیلزاده بودهاند. بعداز این دوران؛ یک مدت ویلن جای کمانچه را گرفت
چراکه کمانچه نمیتوانست جوابگوی احساسات نوازنده باشد. استاد علیاصغر
بهاری در این دوران زحمات زیادی کشیدند و با سماجت خود توانست ساز کمانچه
را زنده نگهدارد؛ یعنی همینکه دنبال ساز ویلن نرفت توانست ساز کمانچه را
احیا کند.
همچنین بهتر است از کمانچهنوازی حسین یاحقی، میسیوها و حتی
کمانچهنوازی منطقه لرستان یاد کنیم که نوازندههای پرقدرتی چون مرحوم
پیرولی، مرحوم علیرضا، استاد سالم و استاد دربندی جزو کمانچهنوازهای
محلی بودند که بسیار خوب کمانچه میزدند.
زمانی که استاد بهاری در قید حیات بودند؛ کمانچهنوازان زیادی تربیت
شدند که میتوان به داوود گنجهای، منظمی، علیاکبر شکارچی و آذرسینا
اشاره کرد. بعداز این دوران همدورهایهای من وارد عرصه کمانچهنوازی
شدند که با تلفیق فنون مختلف دورههای پیش؛ باعث پیشرفت و جذابیت ساز
کمانچه میان جوانان شدند.
* ارزیابی شما از مهمترین ویژگیهای این دورهها چیست؟
_ كمانچهنوازای در دوران قاجار با سرعت و حرکت بالایی اجرا میشد اما
تکنیک آنچنانی در کار آنها دیده نمیشد. همچنین نوازندههای این دوران
پوزیسیونگذاری نمیکردند و فقط از امکانات صوتی یک قسمت از ساز استفاده
میکردند. همچنین بیشتر کارهای آنها بصورت بداههنوازی روی ردیفهای
موسیقی ایرانیست که البته ظرافتهای خاص خودش را دارد.
در دوره استاد بهاری؛ حالت ساز کمانچه کششیتر و ریتمها کندتر شد.
آنچه اهمیت علیاصغر بهاری را برای ما روشن میکند، این بود که بهاری
کمانچه را نگهداشت. از مهمترین ویژگیهای کمانچهنوازی دوران معاصر این
است که نوازندهها با استفاده از تکنیکهای موسیقی سنتی برگرفته از دوره
اسماعیل خان و همچنین تکنیکهای ردیف و تکنیکهای پوزیسیونگذاری امکانات
صوتی این ساز را بالا بردهاند. به گونهای که قدرت تهاجمی این ساز زیادتر
شده و همین ویژگی منجر به جذابیت صدای کمانچه و جذب بسیاری از جوانها به
این ساز شده است.
* درباره تغییرات ساز کمانچه بگویید و آیا این ساز هنوز به تغییر نیاز دارد؟
_ در این ساز هنوز به استاندارد لازم نرسیدهایم؛ چراکه یک عده از
سازندههای ساز؛ کمانچه را با دستهی بلند میسازند و دیگران با دستهی
کوتاه. یکی دسته نازک میسازد و دیگری دسته ضخیم!
متاسفانه ساز کمانچه مانند ساز ویلن هنوز نتوانسته استانداردهای
ساختاری خودش را پیدا کند؛ البته چون نوازندگی کمانچه پیشرفت کرده،
بالاجبار ساختار ساز کمانچه نیز بهتر شده اما تا رسیدن به استاندارد لازم
فاصله داریم. به فرض مثال اگر در قدیم یک نفر سازنده ساز بود که سه یا
چهار کمانچه در طول سال میساخت اما الان فقط صد سازنده کمانچه داریم که
بسیار هم در کار خود موفقند.
تبلیغات


